1- گروه معماری، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
چکیده: (38 مشاهده)
مفهوم «درون» بهعنوان کیفیتی بنیادین در معماری نیایشگاهی، نقشی تعیینکننده در شکلدهی تجربۀ حضور دارد. با این حال امروزه، این کیفیت اغلب بهدلیل غلبۀ جنبههای صوری و عملکردی، تضعیف شده است و نیازمند بازتعریفی نظاممند و تحلیلی است. این پژوهش با هدف تدوین چارچوبی تحلیلی برای مفهوم فضای «درون»، چگونگی نمود آن در نیایشگاه صخرهای قدمگاه آذرشهر و همچنین مقایسهای تحلیلی با معماری امروزی در گونههای مشابه، با بهکارگیری روش تفسیری-کیفی و استراتژی مطالعه موردی در فضای مذکور انجام شد. بر این اساس، پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که نخست، مفهوم درون در حوزه معماری از منظر نظریهپردازان دارای چه مراتب، سطوح و شاخصههایی است؛ و دوم، فضای درون در معماری نیایشگاه صخرهای قدمگاه آذرشهر چگونه تعریف میشود. دادهها از طریق مشاهدات میدانی نظاممند، مستندنگاری فیزیکی، مطالعات کتابخانهای گردآوری و با رویکرد تلفیق تفسیری و با اعتبارسنجی راهبرد مثلثسازی تحلیل شدند. یافتهها نشان میدهند که فضای «درون» پدیدهای رابطهای و ایجادی است که در فرآیند تعامل میان انسان و فضا در یک فرآیند سلسلهمراتبی سهسطحی شکل میگیرد: (۱) در سطح ساختاری، راهبردهایی چون محصورسازی، تأکید بر جرم و نورپردازی نمادین، یک زمینه فیزیکی معنادار ایجاد میکنند؛ (۲) این زمینه، الگوهای سطح کارکردی، شامل هدایت حرکتی و تمرکز بر مرکز، را ممکن میسازد؛ (۳) تعامل کاربر با این دو لایه، به تجربیات غنی سطح معنایی، مانند حس غوطهوری و اتصال معنوی، منجر میشود. دستاورد اصلی پژوهش، ارائه مدل سهسطحی تحلیلی فضای درون است. کاربست این مدل بهعنوان معیاری برای نقد، نشان میدهد که تضعیف کیفیت فضای درون در بسیاری از فضاهای امروزی در گونههای نیایشگاهی، عمدتاً نتیجه توجه نامتوازن و غالب شدن افراطیِ سطح ساختاری
(شکوه بصری و مقیاس) بر هزینه غفلت از سطوح کنشی و ادراکی (خلوت، سکون و تعلقپذیری) است. از منظر عملی، این چارچوب راهنمایی برای طراحی فراهم میآورد که بر لزوم ایجاد توازن سیستمی میان فرم، عملکرد و تجربه تأکید دارد.