1- گروه معماری، دانشگاه قم، قم، ایران.
چکیده: (13 مشاهده)
یکی از مهمترین ابعاد ارتباط انسان و مکان، حس تعلق به مکان است؛ این حس هنگامی شکل میگیرد که فرد در تعامل با محیط معنا و دلبستگی نسبت به آن پیدا کند. پژوهش حاضر در پی پاسخ به دو سؤال است: کدام مولفههای کالبدی و غیرکالبدی در ایجاد حس تعلق به مکان در خانههای آپارتمانی و مستقل مؤثرند؟ میزان حس تعلق در این دو گونه مسکونی چگونه و توسط کدام شاخصها قابل مقایسه است؟ کدام یک از عوامل کالبدی و غیرکالبدی در هر دو الگوی مسکن نقش پررنگتری دارند؟. برای پاسخ به این سؤالات، پس از مرور ادبیات نظری، نُه شاخص کلیدی شناسایی شد که طی کاوش میدانی در شهرک مسکونی شهید محلاتی تهران معتبرترین چالشها شمرده شدند؛ این عوامل شامل شاخص های کالبدی (فرم و ابعاد عناصر، دسترسی و چینش فضا، مصالح و تزئینات، حریم مندی) و شاخص های غیرکالبدی (معانی و نمادها، فعالیت و آسایش، تعاملات اجتماعی، ویژگیهای فردی، خاطرات و تجارب) بودند. روش تحقیق در پژوهش حاضر، پیمایشی است و دادهها از ۲۷۶ پرسشنامه محققساخته جمعآوری و حجم نمونه مطابق فرمول کوکران تعیین شد و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمونهایt مستقل، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره انجام گرفت. نتایج نشان داد در خانههای مستقل، شاخص های کالبدی همچون فرم و ابعاد عناصر و حریممندی بیشترین اثرگذاری را دارند؛ چرا که تناسبات هندسی و سلسلهمراتب ورودی و حریمبندی بصری میان فضاهای داخلی، انعطاف و آرامش را تضمین میکند.در مقابل، در خانههای آپارتمانی چیدمان و دسترسی فضاها و کیفیت مصالح نقش پررنگتری داشتند که به دلیل سادگی و خوانایی روابط فضایی و استفاده از مصالح مدرن، حس تعلق را تقویت میکند. در حوزه شاخص های غیرکالبدی، فعالیت و آسایش و نیز خاطرات و تجارب در خانههای مستقل بیشترین تأثیر را داشتهاند؛ در حالی که در خانههای آپارتمانی تعاملات اجتماعی بهعنوان عامل اصلی مطرح بوده است. دو عامل معانی و نمادها و ویژگیهای فردی نیز در هر دو الگوی مسکن تأثیر مشابهی نشان دادند. در مجموع، یافتهها حاکی از آن است که حس تعلق در خانههای مستقل بیشتر بر پایه تناسبات و سلسله مراتب فضایی و پیوندهای خاطرهای شکل میگیرد، اما در آپارتمانها کیفیت ساخت و تعاملات اجتماعی میان ساکنان نقش تعیینکنندهتری دارند.